خرید بک لینک

قصه یک پرونده قضائی

مروری دگر بر محاکم
دو نفر وارد دادگاه می‌شوند
اولی ظاهری ساده دارد و تحت نام خوانده و دیگری که خواهان نام گرفته است شهرستانیست
خوانده خودرویی داشته که شبی فردی به او مراجعه می‌کند برای خرید آن
او قیمت را ۴۰۰ میلیون تومان اعلام می‌دارد که پس از چانه زنی بسیار به ۳۸۵ میلیون تومان رضایت می‌دهند
هردو به نمایشگاهی که فرد خریدار معرفی کرده مراجعه می‌کنند و در آن‌جا مبایعه نامه از سوی این نمایشگاه نوشته می‌شود و قرار می‌گذارند که مبلغ ۱۰ میلیون تومان خریدار به حساب فروشنده واریز کند که این کار را یکی از دوستان خریدار انجام می‌دهد!
در قرارداد عنوان می‌شود واقولی قرارداد فی مابین ۲۰ میلیون تومان است و خودرو به اذعان فروشنده سالم و بدون عیب خریداری می‌شود و کاملا خریدار ماشین را وارسی می‌کند
به جهت پرداخت نشدن تمام وجه مورد نظر قرارداد به هیچ یک داده نمی‌شود و نزد نمایشگاه می ماند !
خودرو را به پارکینگ می‌برند و دو قبضه می‌کنند
یعنی برای دریافت خودرو میبایست دوقبض هم زمان تحویل بشود .
فردای آن روز خریدار به فروشنده با عصبانیت زنگ می‌زند که این ماشین کلی رنگ دارد
فروشنده بخت برگشته می‌گوید؛
خودتان که دیشب آن را دیده اید حال چنین می‌گوئید؟
نمی‌خواهید ماشین برای خودم
پس جهت حل موضوع به نمایشگاه می‌روند
آنجا به اذعان خریدار بیش از ده نفر او را دوره می‌کنند
خریدار به ۱۱۰ زنگ می‌زند
پلیس می آید و به فروشنده می‌گوید اگر بخواهید ماشین را از پارکینگ درآورید حداقل سه یا چهار ماه معطل می مانید بهتر است با این ها مصالحه کنید
خریدار مدعی شکایت است و ضرر و زیانی که دیده است
بنابراین قیمت خودرو را به ۲۸۵ میلیون تومان کاهش می دهند !
و قرار می‌شود طی یک وکالت کاری یک ماهه تعویض پلاک صورت گیرد
فروشنده برای رهایی موافقت می‌کند اما این پایان ماجرا نیست !
خودرو در دیوار برای فروش آگهی می‌شود بدون هیچ عیب و رنگ
خواهان شهرستانی با فروشنده جدید تماس می‌گيرد
قیمت ۴۵۰ میلیون تومان را به ۴۳۰ میلیون تومان کاهش می‌دهد و از شهرستان راهی تهران می‌شود
روز معامله
خریدار شهرستانی عنوان می‌دارد که خودرو را باید کارشناسی نشان دهیم
فروشنده می‌گوید چون خودرو برای فامیل اوست و اجازه جابجائی نداده است ، خوب است که ایشان یکی از کارشناسان را سر خودرو دعوت بکند
فروشنده عنوان می‌دارد من یکی را می‌شناسم و کارت آن را دارم ولی موبایلم شارژ ندارد
خودتان با ایشان هماهنگ کنید
خریدار شهرستانی که کسی را نمی‌شناسد با کارشناس تماس می‌گيرد هزینه کارشناسی ۵۰۰ هزارتومان اعلام می‌شود و مورد موافقت قرار می‌گیرد
پس از یک ساعت فردی می آید و پس از کلی برانداز کردن کارشناسانه خودرو را بی عیب و رنگ معرفی می‌کند و در پایان گزارشی را تحویل خریدار می‌دهد که تنها یک قسمت کوچک در جلوی خودرو را به فاصله حدودی ۵ سانت را دارای رنگ معرفی می‌کند
خریدار با دیدن این گزارش اعلام می‌کند که من خودروی بدون رنگ می‌خواستم و اصلا دیگر این ماشین را نمی‌خواهم
اما پیش خود حساب می‌کند کلی هزینه داده است برای سفر به تهران و هزینه کارشناسی ....
به هر طریق با کمک فرد کارشناس معرفی شده قیمت را به ۳۹۵ میلیون تومان کاهش می‌دهد و پس از تنظیم وکالت کاری در تعویض پلاک خوشحال و سرمست برای تعویض روغن اقدام می‌کند تا عازم شهر خودشان بشود
در تعویض روغنی متوجه می‌شود که خودرو تمام رنگ است که با الیاف رندانه پنهان شده و شاسی هم ضربه شدیدی داشته است.....
شروع می‌کند به تماس گرفتن .... هیچ یک پاسخگو نيستند حتی فردی که خود را کارشناس جا زده است !
فلذا با قرار کارشناسی و تامین دلیل مبلغ ۱۰۵ میلیون تومان از خوانده بی خبر و به عنوان مالک اولیه خودرو طی دادخواستی طلب می‌کند
خوانده بی خبر از همه جا نیز به جهت نداشتن هیچ ادله ای مبنی بر فروش به غیر ( عدم دسترسی به قرارداد ) و عدم شکایت از کسی محکوم به جبران خسارت می‌گردد
چه خوب است در معاملات حتما شاهدی همراه خویش برده شود و به پارکینگ دو قبضه حتما توجه بیشتری صورت گیرد
چرا که اگر قبض دوم نباشد خودرو را تحویل نمی‌دهند و فرآیند قضائی آن هم تقریبا طولانیست و تازه هزینه خود پارکینگ هم مقوله دیگری‌ست
اعتماد به فردی که فقط مدعی کارشناسی است ! و برای جلب اعتماد حتی رنگ جزئی را هم اعلام می‌دارد و پرداختی هایی که از سوی فرد معامله کننده صورت نگرفته است تا دسترسی دستگاه قضائی را به خویش سخت سازد
و.....
یادمان نرود که گرگ ها در شهر پرسه می‌زنند برای یافتن شکار و هر چه ساده تر شکاری راحت تر
✍مسعود خدیـوی کاشانی کارآموز وکالت⚖
Telegram.me/masoodkhadivi
Instagram.com/masoodkhadivi

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 18:50

صفحه بندی